دوست داشتم یه مطلب خوب بنویسم یه مطلب خیلی عالی اما الان دوست دارم صفحه رو پر کنم از ناسزا به این آدما به کارهای غیر منصفانشون به ظلم هایی که می کنن
گاهی وقتا با یه کار خیلی کوچک و بی دردسر میشه یه نفرو خیلی خوشحال کرد ، همیشه محبت کردن خیلی ساده تره ، مردم اینهمه به هم طلم می کنن در حالی که مجبت کردن اینقدر ساده و لذت بخشه که آدم دوست داره از هر فرصتی برای محبت استفاده کنه، حد اقل برای من که اینطوره .
اما واقعا نمی دونم که چرا برای دیگران اینقدر کار سختی شده که با اخلاق باشن ، با محبت باشن ، خندان باشن و خوب باشن و مهربان!
آخه چرا؟؟؟ به قول یه بنده خدایی دنیا 2 روزه تازه ممکنه یه روزشم تصادف کنی و از دست بدی!
و من هرچه محبت کردم به بشریت ، به جامعه ، به مردم و به دوستانم در قبالش هیچ محبتی ندیدم
هیچی که ندیدم هیچی تازه بدی و دروغ و خیانت و.... هم ازشون به من رسید.
اینطوری شد که به اجبار تصمیم گرفتم که شیوه ی زندگیمو تغییر بدم
قبل تر ها همه رو می بخشیدم و هیچ بدی رو تلافی نمی کردم
همیشه خوبی ها یادم میموند و بدی از یادم می رفت ، همیشه تا آخرین حد ممکن محبت می کردم به همه
اما دیگه نه!
از این به بعد تمامی بدی ها ، بی احترامی ها ، نا ملایمتی ها ، دروغ ها و..... تا آخرین درجه تلافی می شود
خوبی ها به یاد می ماند اما بدی ها از یادم نمی رود! از هیچ فرصتی را برای ضربه زدن به دشمنانم از دست نمی دهم! کینه ها را به دل می گیرم! محبت را در ازای محبت انجام می دهم!
خب حالا می رسیم به بحث پشبمانی!!
کسانی که از کاراشون پشیمون میشن و می خوان جبران کنن (که البته همه تا الان بعد از بدی به من پشیمون شدن و اومدن گریه زاری) باید بهشون بگم که از یه روش ساده و مث آدم استفاده کنن!! زمانی که تو بدی کردی به من اصولا نمی تونی یقه مو بگیری و به زور منو وادار به بخشش کنی پس اصلا قلدرانه طلب بخشش نکن! گریه هم اصلا خوب نیست! خیلی ساده سرتو بنداز پایین بگو من عذر میخواهم و متوجه شدم در حقت فلان اشتباهو کردم و پشیمونم! همین! البته بگما که لطفا زمانی اینارو بگین که واقعا بهش ایمان داشته باشین چون چهره ی آدما فریاد میزنه که دارن راست می گن یا نه! در آخر هم اگه خیلی جرمتون سنگین بود از واژه ی غلط کردم استفاده کنین که اونوقت مطمئن باشید که جواب میده!
افراد هم هرچی عزیز تر باشن آدمو میتونن زود تر ناراحت یا خوشحال کنن....
---------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن1 : دیروز عجب روزی بود!! از اول صبح تا آخر شب عالم و آدم بود که میو مدن واسه معذرت خواهی
پ.ن2 : از این رفتارهای زشتت پشیمون میشی ، الان تو جو هستی نمی فهمی...
پ.ن3 : زشته که این آهنگو گوش نکی و پاکش کنم، اونوقت تا ابد دلی را شکسته ای و بخشیده نمی شوی
پ.ن4 : دختر عمه ، وقتی برای اولین و آخرین بار در زندگی آدم حسابت می کنن و تولدتو تبریک می گن پات نمیشکنه تشکر کنی! فقط نشون میدی حد شعورت رو....
پ.ن5 : تو ازم با گریه عذر خواستی و من وانمود کردم که پذیرفته ام اما با اعتماد از دست رفته ام چه می کنی که دیگر هیچ کس را باور ندارد؟؟
پ.ن6 : نفرین هام خیلی زود می گیرن و تاثیرشون از وبا هم بد تر شده! دوست ندارم مجبور به استفتده ازشون بشم.
پ.ن7 : کافیه دیگه اینقدر خط و نشون کشیدم.... به امید راستی خدا نگه دارتون.
کلمات کلیدی:
فروغ از صبح رخت بر بسته ، نغمه ی پرندگان خاموش است ، آفتاب رنگی بر رخسار ندارد.
صدای جریان هوای متلاطم صبح شوریده ترم می کند و نگران !
نگران هزاران اگر و شاید ، هزاران گمان خوب و بد ، هزاران امید و یک آرزو !
نمی دانم در صدایت کدامین داروی معجزه آسا نهفته است که در یک آن اینگونه آرامم می کند.
و آفتاب پر رنگ تر می شود ، پرندگان نغمه سرایی می کنند و هوای صبح دل انگیز می شود.
و چه شب سختی بوده است شبی که پیش از این صبح تمام شده !
هزاران هدف دارم از فتح دنیا گرفته تا کشف روشی جدید برای زیستن و .....
اما تنها یک آرزو دارم ، تُرا آرزو دارم ، تنها تُرا .......
و با تمام و جود و هستی سرمست وجودت و بودنت هستم ای رنگ آفتاب من و ای نغمه ی زیبا ی درون من !
تو چگونه ای؟
آرزوی تو چیست؟
در نظرت ، در فکرت ، در کلامت و در نگاهت اثری از من وجود دارد؟
نگاهت را خوانده ام ! و تنها چیزیست که دلم را قرص می کند !
اما صد حیف که فکرت را به سادگی نگاهت نمی توان خواند.
---------------------------------------------
محبت انسانها به میزان شخصیت آنها می تواند بزرگ باشد حتی بی نهایت شود
اما همین محبت اگر باسخی برایش نباشد نابود می شود ، تمام می شود و می میرد
همانند یک ظرف که هر چقدر از آن آب بر می داری باید مقداری هم به آن باز گردانی وگر نه به زودی تمام می شود !
--------------------------------------------
عدالت یعنی کمی هم مرا یادت باشد همانطور که من تو را !
یعنی کمی هم دوست داشته باشی همانطور که من تو را !
کمی هم در کنارم باشی همانطور که من تورا
و بسیار .........
--------------------------------------------
پ.ن1 : نگذار تمام شوم ای عزیز
پ.ن2 : مسخره ترین مقوله ی ممکن توی این شرایط می تونه انتخابات باشه!
پ.ن3 : خوشم می یاد که هر چی جلو تر میریم وضع مملکت بی نظم تر و بهم ریخته تر میشه و مردم هم که انگار عادت کردن.
پ.ن4 : واقعا تکلیفم مشخص نیست ، با کمال تعجب باید گفت که مشخص کردنش افتاده دست تو ! خیلی مهم شدی !
پ.ن5 : دنیا در دستان من خواهد بود!
کلمات کلیدی:
مدت هاست که از تاریکی بیش از روشنایی لذت می برم
و از شب بیش از روز! روز ها برایم از شب سیاه ترند ، روز ها وحشی اند ، بی رحمند ، پر از تنهایی و انتظارند
اما شبها تمامی گرگ های انسان نما خوابند ، تمامی شلوغی های تنهایی و تمامی روشنایی های تاریک با آنها به خواب رفته است.
و شبها حقیقت بیدار است . تنهایی اصیل است تاریکی اصیل است و نور آتش و خشم اصیلش در هم می آمیزد تا تنهاییت را پر کند!
شبها خدا هست ، تو هستی ، آگاهی هست .... اگر باشی ، در شب خواهی توانست تنهاییت را با خدا و من شریک شوی و اگر نه با همان گرگ ها بمان تا دانه دانه یک دیگر را بدرید
و خوش باشید و گمان کنید که خدای راستی شما را به یاد خواهد آورد ای از یاد رفتگان.
راستی بهترین بهی است . نیک بختی است و نیک بختی از ان کسی ست که راستی را از برای راستی خواستدار است
پس ای راستی از برای راستی ترا خواهم خواست تا نیک بختی را از آن من کنی و امشاسپندان را نگاهبانان مهر من قرار دهی (از کلمه ی امشاسپندان خیلی خوشم میاد معنیش هم میشه فرشتگان)
تو چطور؟؟؟؟؟ آیا راستی؟ یا به مانند اهریمنان گمان بد داری تا بار کجت را به فرجام ببری؟
آیا گمان میکنی می توانی؟
----------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن 1 : واقعا چقدر اسم هایی که ازشون بدم میاد زیاد شدن!
پ.ن 2 : روزنه ی کوچکی دارم از امید ، و آن را بسیار دوست می دارم
پ.ن 3 : به نظر شما چی باعث شده که همه اینقدر دروغ گفتن براشون راحت شده؟
پ.ن 4 : یلدا (شب چله) این جشن و سرور کهن ایرانی میمون باد.
کلمات کلیدی: